Archive for اردیبهشت, ۱۳۹۰

سردار احمدی مقدم! خدا را شکر که «المدهون» در ورزشگاه نبود!

< ![CDATA[

۱- چند روز پیش به مناسبتی با ابراهیم المدهون عضو شورای مشورتی «جمعیة الوفاق الوطني الإسلامیة» و از مبارزین به‌نام ملت مظلوم بحرین علیه رژیم استبدادی و استعماری مورد حمایت آمریکا و عربستان ساعت‌ها هم‌کلام بودم. گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای از ظلم‌ها و مصیبت‌هایی که بر سر مسلمانان بحرین می‌آید داشت. در لابه‌لای صحبت‌هایش سعی داشتم اندکی از مشی محافظه‌کارانه‌اش در صحبت‌کردن فاصله گرفته و به آنچه که در صندوقچه اسرار خود داشت نیز اشاره کند. دوست داشتم از روابط حزب‌شان با گروه‌های موازی -بویژه حزب عمل اسلامی – و نحوه تعامل‌شان در راستای براندازی رژیم بحرین بگوید، و از مقاصد پنهان و آشکار مزدوران آل‌سعود در خیابان‌های منامه؛ آنان‌که با شعار « الفتنة أشد من القتل» و به دستور ملک عبدالله و حمد بن عیسی آل خلیفه به زنان شیعیان تجاوز می‌کنند، و حسینیه‌هایشان را به آتش می‌کشند.

المدهون از تفاوت‌های رقت‌بار انقلاب بحرین با انقلاب‌های مصر، تونس، یمن و الجزایر گفت که در رسانه‌های ملی و بین‌المللی نیز گفته بود. (المنار، العالم و ….) این مبارز بحرینی که تمام اعضای خانواده‌اش در چنگال زندان‌های آل خلیفه گرفتار شده و پسر ۵ساله‌اش نیز‌ خردسال‌ترین زندانی جهان به شمار می‌رود، دعوتم را برای سخنرانی در دانشگاه اجابت کرد و تبیین بیشتری از وقایع ملت مظلوم بحرین برای دانشجویان ارائه‌داد.

۲- تداوم گفت‌وگوهای ما دو نفر ایضاح مطالبات سیاسی مبارزان بحرینی و آینده خیزش آنها بود و البته درد بزرگی که برای من که اینک مورد اعتمادش بودم افشاء کرد گلایه‌ای بود که از سیاست خارجی کشورمان داشت. می‌گفت تمام غرب و جهان تسنن خیزش ما را متصل به ایران کردند در حالی‌که نمی‌دانم به چه دلیلی -شاید قانون سیاست بین‌الملل، شاید هم چیزی که من در جریان نیستم- مانع از بهره‌مندی حتی حداقلی ما از برادران ایرانی‌ شد. برای کشف اعتقاد حقیقی‌اش درباره ایران و اینکه چقدر در بیان گفته‌هایش صادق‌ است از میزان علاقه مردم بحرین به بازگشت به تمامیت ارضی ایران پرسیدم. در حقیقت، ماهیت استقلال‌طلبانه مبارزات‌شان برایم مبهم بود. جواب جالبی داد: از پدران خود ممنونیم که ما را از ایران جدا کردند. ملت بحرین علی رغم قرابت شدید مذهبی و فرهنگی علاقه‌ای به ملحق شدن به ایران ندارد!

ادامه مطلب »

ولايت‌مداری، از ادعا تا عمل!

يکي از خوانندگان گرامي در پست قبلي اين سايت(+) سؤال مهمي مطرح کرده بود با اين محتوا که :« درباره اخبار نگران کننده ای که این روزها به گوش می رسه چرا چیزی نمی نویسی؟ شما که منتقد دولت و حامیاشی ساکت نشستی ولی اونا خودشون که دارن باهم بحث می کنن»

با توجه به اهميت سؤال، لازم دانستم پاسخ به ايشان را در پست مستقلي ذکر کنم.

«این سکوت موافقت با آن قسمت از درخواست مقام معظم رهبری است که ار رسانه‌ها خواستن مطالب‌شون باعث تشتت در جامعه نشود(+)،(+). این دوستانی هم که شما اشاره کردید متأسفانه در وبلاگ‌هاشون مطالبی نوشتن (+ و…) که هم باعث انعکاس گسترده آن توسط دشمنان نظام شده(+)،(+)،(+)،(+) …  و هم حداقل برای من یکی ثابت کرد که ولایت‌پذیری در قول و عمل چقدر فاصله دارد. حساسیت به منافع نظام و البته تجربه‌ام مانع از این شده که چیزی بنویسم اما اگر احساس کنم تکلیفمه قطعا خواهم نوشت. هنوز که برای اثبات ولايت‌مداری کسان مهم‌تری در حال تعقیب ماجرا هستیم…»

– – – – –

بعدالتحرير: روزشمار «ولايت‌ناپذيری علنی» در عدد ۱۱ متوقف شد!

]]>

ديروز، امروز، فردا (۲)

< ![CDATA[

مقدمه: نوشتار سلسله‌وار «دیروز، امروز، فردا» به منظور ارائه نگرشی مقایسه‌ای-تحلیلی به گذشته، حال و آینده جامعه، به رشته تحرير در می‌آيد. قسمت دوم اين نوشتار را در ادامه می‌خوانيد.

*  *  *

دیروز: مجلس خبرگان قانون اساسی در سال‌های تدوین و تصویب متنی که بعدها و با رأی مثبت مردم به عنوان میثاق مورد توافق همه شهروندان کشور محسوب شد، اختیارات ولی فقیه را در اصل ۱۱۰ آن تبیین کرد. تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران و نظارت بر حسن اجرای آن مهم‌ترین بند این اصل به‌شمار می‌رود.(+) از آن تاریخ به بعد رویه خاصی برای عملیاتی شدن این بند تعریف شده به نحوی که می‌توان به تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان یکی از شواهد این ادعا استناد کرد. مقامات عالی نظام نیز خود را مؤظف می‌دانستند که حداقل به این رویه تن داده و مانع از دخالت مستقیم رهبری در روند عادی مسائل کشور-الا در احکام حکومتی- بشوند. این الزام در زبان سیاست عملی و نیز در ادبیات رسانه‌ای به «لزوم خرج نکردن-و يا هزينه نکردن- از رهبری» معروف شد.

امروز: بعد از عزل داود دانش‌جعفری از وزارت اقتصاد در دولت نهم، رئیس‌جمهور مؤظف بود که طبق اصل ۱۳۵ قانون اساسی تا سه ماه وزیر جایگزین را به مجلس معرفی کند(+) اما وی با بی‌اعتنایی به این امر -که برای اولین بار در تاریخ جایگزینی وزرا در ایران اتفاق می‌افتاد- موجب دخالت رهبری در مسئله شده و با حکم حکومتی ایشان، صمصامی سرپرست وزارت به مدت چند هفته دیگر و تا زمان معرفی وزیر در پست خود ابقاء شد(+). چند ماه بعد و در جریان معرفی کابینه دهم به مجلس با مشاهده افراد ضعیف در لیست کابینه، مجلس عزم خود را جزم کرده بود که حداقل به ۶ وزیر دولت اعتماد نکند اما نقل قولی از رهبری مبنی بر اینکه « دولت به خاطر بحران‌ها و مسایلی که در داخل و خارج داریم هرچه کامل‌تر و سریع‌تر کارش را شروع کند.» باعث شد مجلس تنها به سه نامزد پیشنهادی اعتماد نکند و بقیه وزراء شروع به کار کنند.(+)

ادامه مطلب »

لینک دوستان