Archive for بهمن, ۱۳۹۰

جامعه مدنی و نقش رسانه در آن

< ![CDATA[

۱- در جامعه‌شناسی سیاسی هر جامعه به مثابه یک «هرم» در نظر گرفته شده و اجزای سه‌گانه آن ‌شامل حاکمیت(رأس هرم)، نهادهای مدنی(بدنه هرم) و مردم (قاعده هرم)  می‌شود. به فراخور مختصات هندسی هرم که تداوم و قوام رأس، متأثر از بدنه و بویژه قاعده می‌باشد، فلذا نتیجه نگاه مصداقی به جامعه از منظر این مثال این است که  تداوم حیات حاکمیت به قوام نهادهای مدنی و مردم بستگی دارد.

۲- در جوامع دموکراتیک و مردم‌سالار دو ویژگی بر تمام ویژگی‌های هرم جامعه سایه افکنده است؛ اول اینکه بدنه هرم بواسطه حضور فعال نهادهای مدنی بسیار قطور بوده و مهمترین نماد بیرونی این نهادها را ارکان چهارگانه‌«قانون اساسی»، «مجلس»، «احزاب» و «رسانه‌ها» تشکیل می‌دهند و ویژگی دوم که پیامد منطقی ویژگی مذکور نیز به شمار می‌رود امکان ارتباط حدأکثری مردم(قاعده هرم) با حاکمیت(رأس هرم) از طریق همین ارکان چهارگانه می‌باشد.

۳- بسط بدنه هرم و به بیان دیگر اجازه حدأکثری به نقش آفرینی کسانی که درباره قانون اساسی و لوازم آن می‌نویسند و می‌گویند، کسانی که به عنوان وکلای ملت در مجلس جواز مشروعیت هیأت حاکمیت از طریق قانون‌گذاری و نظارت بر دولت‌مردان را صادر می‌کنند، نخبگان جامعه که در قامت احزاب سیاسی برنامه‌های روزانه حاکمیت را رصد و ارزیابی کرده و برای دور بعد انتخابات مدنظر قرار می دهند و بالأخره اصحاب رسانه که به مثابه چشم تیزبین مردم در لابلای تصمیمات و امور اجرایی از سوی حاکمان نفوذ کرده و آن را منعکس می‌کنند همه و همه تابعی از ظرفیت زمامداران حکومت می‌باشد.

۴- بدیهی است که  بازخورد تعامل حدأکثری  با این نهادها و نمایش ظرفیت حدأکثری برای تحمل فعالیت این ارکان چهارگانه در نهایت به نفع خود حاکمیت تمام خواهد شد چه آن‌که از طریق در دستور کار قرار دادن استراتژی « دیده ‌شدن » اعتماد مردمان موجود در قاعده هرم را به خود جلب کرده و از مزایای آن بهره‌ خواهد برد. استمرار مشروعیت و مقبولیت حاکمیت، افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی به‌ویژه در آوردگاه‌های بین‌المللی، دخالت همدلانه در مسیری که جامعه به آن سمت می‌رود، دریافت بازخوردهای استراتژی‌های سیاست‌گذاری و نحوه قضاوت مردمان در این امر بواسطه رسانه‌ها و احزاب و در نتیجه خودارزیابی و اصلاح پیوسته و مستمر از مهم‌ترین مصادیق بهره‌مندی حاکمیت از مردم به شمار می‌رود.

۵- در مقابل، جوامعی که بدنه هرم در آن‌ها بواسطه بی‌اعتنایی تصمیم‌گیران مستقر در رأس هرم به قانون اساسی و سایر قوانین عادی، کم‌رنگ دیدن نقش پارلمان، سخت‌گیری بر احزاب – از صدور مجوز گرفته تا عدم تحمل انتقادهای آنان- و نهایتاً از بین بردن زمینه‌های مشارکت رسانه‌ها در امور جاری کشور هر روز نحیف‌تر می‌شود، سرنوشتی جز بحران مشروعیت، کاهش مشارکت، بی‌اعتمادی متقابل بین مردم و دولت- بدلیل این‌که در جریان جزئیات و گاهاً کلیات تصمیمات دولتی نیستند- افزایش تهدیدات بین‌المللی و … مترتب جامعه نخواهد کرد. البته آن‌چه که در جوامع غیرمردم‌سالار می‌گذرد که جای خود دارد. در چنین جوامعی هرم اجتماعی از دو جزء رأس و قاعده تشکیل شده، شخص یا حزب واحد حاکم بر کشور اراده خود را به صورت اجباری بر مردم تحمیل می‌کند و حکومت نیازی به داشتن واسطه مورد اعتماد بین خود و مردم نمی‌بیند. شبکه ‌های تلویزیونی، سایت‌ها، مطبوعات و سایر رسانه‌ها شاهد مثال این سنخ از حکومت‌ها را در چند ماه اخیر و از طریق انعکاس حوادث لیبی، مصر، تونس و یمن به خوبی نمایان کرده‌اند.

ادامه مطلب »

من متهـــــــــم می‌كنم؛ مجرم: عماد افروغ !

< ![CDATA[

پس از فتنه قتل خلیفه سوم، مردمان امت اسلامی به منظور مجاب كردن علی علیه‌السلام برای پذيرش خلافت، با حرص و ولع خانه او در مدینه را احاطه كردند. در جریان گفتگوهای ریش‌سفیدانی كه بانیان این اقدام بودند یكی پرسید: اگر قبول نكرد چه؟ پاسخ شنید: با شمشیر مجبورش می‌كنیم! علی(ع) كه می‌دانست این مردمان نه از روی «بصیرت» بلكه از سر ناچاری چنین درخواستی دارند. در به روی‌شان گشود و فرمود:‌ من نیازی به شما و حكومت شما ندارم هر كه را اختیار كردید من به او رضایت می‌دهم! – او كه می‌دانست در این۲۵ سال جامعه دچار چه استحاله‌هایی شده- باز فرمود: اگر حكومت را به كسی دیگر واگذار كنید شاید من بیشتر از شما از دستوراتش اطاعت كنم! من مشاور باشم بهتر است از اینكه رهبر باشم! (نهج‌البلاغه، خطبه۹۲).

در وصف ازدحام مردم در آن روزها برای بيعت با ايشان، خود علی(ع) می‌فرماید: مردم مانند موهای زیادی كه اطراف گردن حیوان را احاطه كرده است با فشردگی و ازدحام، مرا احاطه كردند، به طوری كه حسن و حسین‌ام در زیر گام‌های مردم واقع شدند و شانه‌هایم در اثر ازدحام مردم آسیب دید. مردم مانند گله‌ی گوسفند كه بدون شبان قرار گرفته باشند رو‌آوردند(نهج‌البلاغه،خطبه۳) مردم مانند شتران تشنه كه به آب نزدیك شده باشند چنان بر من هجوم آوردند كه گمان بردم قصد كشتن‌ام را دارند! (نهج‌البلاغه، خطبه۵۴) بند كفشم پاره شد عبا از دوشم افتاد افراد ضعیف زیر دست و پا ماندند پیرمردان با دستان لرزان دست بیعت دراز می‌كردند بیماران را بر دوش خود سوار كرده آورده بودید حتی دختران جوان – از شدت هیجان و دست‌پاچگی- حجاب مناسبی نداشتند! (نهج‌البلاغه، خطبه۲۲۹)

حضور و نقش مردم در «تحقق» و «استقرار» حكومت دینی برای علی(ع) علي‌رغم اين‌كه مجهز به عصمت و علم غیب بود چنان اهمیتی دارد كه همین مسئله را به عنوان علت نخست پذیرش خلافت عنوان كرده و می‌فرماید:‌ قسم به خدایی كه دانه را شكافت و جان را آفرید اگر حضور فراوان بیعت‌كنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی‌كردند و بیعت خداوند از علما درباره اقامه قسط نبود، مهار شتر خلافت را بر پشت‌اش انداخته رهایش می‌كردم؛ چرا كه دنیای شما نزد من از آب بینی بز نیز بی‌ارزش‌تر است! (نهج‌البلاغه، خطبه۳)

ادامه مطلب »

لینک دوستان