Archive for فروردین, ۱۳۹۳

حاتمی‌کیا در مسیر «عصیـان»

< ![CDATA[

«به ما اعتماد کنید. ما شاخک‌های حساسی داریم و چیزهایی را می‌بینیم که می‌تواند برای جامعه مفید باشد. اگر دیده نشویم، اگر تحقیر شویم، چیزی را می‌سازیم که آن تحقیر را نشان بدهیم» (ابراهیم حاتمی‌‌کیا، پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره برای «به رنگ ارغوان»، ۱۳۸۸)
«به فیلم‌های من و موضوعات خاص‌اش گیر می‌دهند.. من می‌خواستم چمران را بسازم.. مشکلاتی در تامین بودجه آن پیش آمد.. فکر کردی من چمران را از دست تو می‌گیرم آقای تهیه‌کننده بخش دولتی!؟ تو تعیین‌کننده‌ای برای من!؟ من بخواهم حقیقت را بگویم با تمام قوا خواهم گفت..!» (ابراهیم حاتمی‌کیا، برنامه تلویزیونی راز، نقد «گزارش یک جشن»، ۱۳۸۹)
جملات اخیر مهمترین موضع‌گیری حاتمی‌کیا درباره فیلم «چ» بود که سال‌ها پیش در ضمن نقد فیلم «گزارش یک جشن» در سال ۸۹ به زبان آورد. به دلیل اینکه سوژه اصلی آن برنامه فیلم دیگری از وی بود این صحبت‌ها مورد غفلت واقع شد.. و اتفاقاً از همان روزها بود که برای دیدن دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت دفاع مقدس برای من (چمران) از زبان دوست‌داشتنی‌ترین کارگردان ایران (حاتمی‌کیا) لحظه‌شماری می‌کردم…

112
قصه، قصه چمران است که قصه‌گو «چ» نام‌اش نهاده و در پرده خاکستری سینما به نمایش گذاشته است.. کسانی که سوژه اصلی قصه را خوب می‌شناسند بارها بر قصه‌گو خرده گرفته‌اند که مثلاً چمران چریک بود؛ مدیر اطوکشیده نبود؛ چمران خط‌شکن بود؛ جلودار بود؛ مقاوم و قاطع بود؛ اهل سازش نبود؛ خانواده‌اش را بر کشورش مقدم نمی‌دانست ووو
به نظرم راست هم می‌گویند.. برای اثبات این مغایرت‌ها نیاز است به صورت دقیق هر آنچه که درباره عملیات مبارزه با حرکت‌های جدایی‌خواهانه اول انقلاب و به خصوص پاوه نوشته شده با روند قصه مطابقت داده و سپس درباره آن داوری شود. مواردی از این انطباق را در ادامه خواهم آورد.. با این وجود آ‌ن‌چه و به عبارت دقیق‌تر آن‌که مقصود اصلی صاحب این قلم است، قصه‌گوست:‌ابراهیم حاتمی‌کیا!
قصه‌گوی شهر ما نزدیک به بیست سال است که مسیر عصیان در پیش گرفته است. آن‌هنگام که جنگ خانمان‌سوز ایران و عراق در روایت هم‌نوعان وی تقابل فرشتگان ایرانی با شیاطین عراقی بود به نحوی که رزمنده ایرانی علی‌رغم اصابت ده‌ها تیر و گلوله به وی، به‌مانند قهرمان هالیوود زنده می‌ماند، ولی در مقابل، یک گلوله وی ده‌ها عراقی را از حیّز انتفاع ساقط می‌کرد، وی مشی دیگری در پیش گرفت و با چرتکه رئالیسم و به صورت کاملاً دراماتیک به جان جنگ افتاد..

ادامه مطلب »

لینک دوستان