یک حس متناقض!

همیشه نسبت به مورفى حسى دوگانه و البته متناقض داشته‌ام!

از او متنفر بوده‌ام، چه آن ‌که گزاره‌ها و قوانین وى که ظاهراً از جنس فلسفه تاریخ هستند، همواره و در تمام زندگى‌ گریبان‌گیرم بوده‌اند.

و حسى به ظاهر خوشایند؛ آن هنگام که در دو راهى تحلیل‌هاى عمیق، جانکاه و گاهاً طولانى درباره رنج‌ها و مصیبت‌هایى که در زندگى، چونان لباسى دائمى، به قامت‌ام دوخته‌اند و نمی‌دانم که آیا مصداق «و من أعرضَ عن ذکری، فإنّ له معیشةً ضَنکا» هستند یا «هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند»، تنها کسى که به مانند پناه‌گاهى -هر چند دروغین- نجاتم داده و می‌توانم براى خلاص شدن از این تفکرات طولانى، صورت مسئله را پاک کرده و چونان آدمى زندگی کنم، همین مورفى است …!

پى‌نوشت: آدمى! ببخش که تعبیرم درباره شما تحقیرآمیز می‌نماید!

پى‌نوشت ۲: در ایام عزادارى‌ مادر خوبى‌ها معرفت زهراى‌ اطهر(س) ارزانى من نبود؛ مثل همیشه، هم‌ناله على‌(ع) بودم.

- – — – -

مرتبط در همین سایت:

بای بسم‌ الله …!

خداحافظ، ای قصه عاشقانه!

این نوشته در متفرقه, مذهبی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.


7 دیدگاه برای یک حس متناقض!

  1. یک دوست می‌گوید:

    با توجه به شناختی که از شما دارم تونایی حل مشکلاتتون را دارید و مطمئنم که آزمایش های خداوند برای این است که پیشرفت کنید

  2. ناشناس می‌گوید:

    جملات عمیقی است از وقتی خوندمش دارم بهش فکر می کنم
    بعضی وقتها آدم از چیزی سر در نمیاره و کلافه میشه
    حکمت خداس دیگه

  3. فارغ التحصیل! می‌گوید:

    سلام آقا جواد
    این لینکو ببنید. توش یه ذکر خیری از شما هم هس!
    http://darim.ir/post/219

  4. ناشناس می‌گوید:

    قوانین مورفی را میشه بیشتر توضیح بدید؟

  5. عباسی می‌گوید:

    سلام
    خدا قوت
    به روزم با “نامه ای به آقای احمدی نژاد”
    خوشحالمیشم سر بزنی و نظر بدی.
    اگر مایل به تبادل لینک بودی خبر بده.

  6. یک من می‌گوید:

    مثل پل صراطه! برا من که این مدلی!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>